تبليغاتX
یکبار عاشقت شدم اما صدبار باورش کردم


یکبار عاشقت شدم اما صدبار باورش کردم

صدبار خواستم فراموشت کنم اما یکبار هم نتونستم

 

تا كي بايد غم هجرانت را تحمل كنم


و تو کنار او باشی ...


تا كي بايد به گريه هاي شبانه ام ادامه بدم


و تو در دنياي خودت سر كني


تا كي بايد چشم به راهت بمانم


و تو بی اعتنایی کنی


تا كي بايد چو شمع بسوزم


و تو مثل پروانه دور گل ديگري باشي


تا كي بايد تورا به چشم معشوق نگاه كنم


و تو عاشق ديگري باشي


تا كي...

نوشته شده در ساعت توسط غریب آشنا| |

 

به عشق تو می نویسم تا بخوانی

 و این قلب عاشق مرا باور کنی.

با چشمهای خیس می نویسم که دوستت دارم

تا تو نیز با چشمهای خیس بخوانی و

احساس مرا از ته قلبت درک کنی ....

دلم گرفته به اندازه ی وسعت تمام دلتنگی های عالم.


بی دلــــی هم عالمی داره:

 کاش هیچ وقت دلــــی نداشتم تا

نشکــنه و نســـوزه و تـــنگ نشـــه...

نوشته شده در ساعت توسط غریب آشنا| |

 

باز هم سر بر شانه ام گذاشتی


تا هرم نفست را پشت گوشم احساس کنم


یا باز چهره ی نازت را ناز کنم


سر بر روی سرت بگذارم


و ببویم موهای مشكي رنگت را


و منتظر بمانم تا چشمانت را ببندی


دستم را روی گونه ات بگذارم


و باز نازت کنم صورتت را بچرخانم


و بوسه ای شیرین از آتش لبانت بگیرم


باز هم دست بر شانه ام می کشم..


همان جا که جای سر تو بود!!!


اکنون سرت بر کدام شانه تکیه دارد؟؟؟

نوشته شده در ساعت توسط غریب آشنا| |

 

دروغ نگفتي....!

عاشق بودي ولي نه عاشق من!!!!

تو خونوادت مطرح كردي ولي نه منو!!!

مطمئن باش تقصير تو نميزارم...نميگم تقصير توئه..

همش تقصير منه!!!!!!!!!!!!

تقصير دله منه!!تقصير صداقت منه!!!تقصير دل تنگه منه!

بيست و چند سال از اومدنم در اين دنيا ميگذره ولي الان كه بايد

شور و شوق جووني تو وجودم باشه خسته ام!خسته از خودم!

دوستام بايه شور و شوقي هر كدومشون ازدواج كردن ولي من

شوق ازدواج و ندارم...شوق هيچ كاري...

نه عزيزم اينا كه تقصير تو نيست تقصير سادگي منه!!!

از حال و روزم خنده ام ميگيره.. واقعا خنده داره تو هم بخند...

راستشو بخواي ديگه دلي واسم نمونده كه تنگ بشه...

دلم هم از دستم خسته شده...

خدا جون ازت میخوام کمکش کنی..

 زندگیش سرشار از همه بهترین ها باشه..

خدايا هر موقع بهت احتياج داشت دستشو بگير...

خدايا تنهاش نزار..خدايا اون بي تقصيره !مقصر منم...

نوشته شده در ساعت توسط غریب آشنا| |

 

رفتی و مرا با دلتنگی هایم تنها گذاشتی..

رفتی در فصلی که تنها امیدم خدا بود و ترانه و تو

 که دستهایت سایه بانی بود برای من...

تو که گمان می کردم دلتنگی هایم را در می یابی!

تو که گمان می کردم ساده ای و سادگی ام را باور داری 

و افسوس که حتی نمی خواستی با من باشی ...

افسوس رفتی ... ساده ، ساده مثل دلتنگی های من

 و حتی ساده مثل سادگی هایم !

من ماندم و یک عمر خاطره و حتی باور نکردم این بریدن را

کاش کمی از آنچه که در باورم بودی ، در باورت خانه داشتم !

کاش می فهمیدی صداقتی را که در حرفم بود و در نگاهت نبود! 

کاش می فهمیدی بی تو صدا تاب نمی آورد ...

رفتی و گریه هایم را ندیدی ....

قصه به پایان رسید و من هنوز

 در این خیالم که چرا به تو دل بستم!!

و چرا تو به این سادگی از من دل بریدی ؟!!

که چرا تو از راه رسیدی ؟!!

گناهت را می بخشم ! می بخشمت که از من دل بریدی

و حتی ندیدی که بي تو چه كشيدم !


ندیدی اشک هایی را که قطره قطره اش

 قصه ی من بود و بغضی که از هرچه بود از

شادی نبود !

بغضی که به دست تو شکست و

چشمانی که از رفتن تو غرق اشک شد و تو حتی به

این اشکها اعتنا نکردی !

اعتنا نکردی به هيچ چيز!

به حرمت قدمهایی که با هم زديم

به حرمت بوسه هایمان !!

تو حتی به صدای لرزانم  هم اعتنا نکردی !

قصه به پایان رسید......

 و من همچنان در خیال چشمان سیاه تو ام !

قصه به پایان رسید و

 من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم!

خداااااااادلم تنگ است.....

نوشته شده در ساعت توسط غریب آشنا| |

 

من از قصه زندگی ام نمی ترسم..

من از بی تو بودن به یاد تو زیستن و

تنها با خاطرات گذشته زندگی کردن میترسم..

ای بهار زندگی ام

اکنون که قلبم مالا مال از غم زندگیست

اکنون که پاهایم توان راه رفتن ندارد برگرد..

باز هم به من ببخش احساس دوست داشتن جاودانه را

باز هم آغوش گرمت را به سویم بگشا

باز هم شانه هایت را مرحمی برایم قرار بده...

بگذار در آغوشت آرامش را به دست آورم

بدان که قلب من هم شکسته

بدان که روحم از همه دردها خسته شده.

 برگرد که من به امید دیدار تو زنده ام

نوشته شده در ساعت توسط غریب آشنا| |

 

هر موقع خواستي از كسي جدا بشي

 يادت نره بهترين راه اينه كه بهش بگي

 براي هميشه خدانگهدار، شايد

طرف مقابلت ناراحت بشه و قلبش بشكنه

 ولي بهتر از اينه كه منتظر بمونه....

 

نوشته شده در ساعت توسط غریب آشنا| |

 

ای دریای عشق من !!

اگر غروبی بعد از مرگم از تو پرسیدند:

آن غریبی که مدتی با تو می دیدیم که بود؟

بگو: اشک دربه دری بود که به هیچ دیده ای جز دیده ی من آشنایی نداشت.

بگو: دیوانه ای بت پرست بود و بتش را دیوانه وار دوست می داشت.

بگو: دریایی از عشق بود و به خاطر حسرت کرانه جوش و خروش می کرد.

بگو:او اندک زمانی با من بود ولی تا آخرین لحظه ی عمرش می گفت:

دوستت دارم

نوشته شده در ساعت توسط غریب آشنا| |

 
خوش به حال آسمون كه هر وقت
 
 دلش بگيره بي بهونه مي باره ...
 
به كسي توجه نمي كنه ...
 
 از كسي خجالت نمي كشه ...
 
 مي باره و مي باره و ...
 
 اينقدر مي باره تا آبي شه ...
 
 ‌آفتابي شه...!!! کاش ... کاش مي شد
 
 مثل آسمون بود ...
 
 كاش مي شد وقتي دلت گرفت
 
اونقدر بباري تا بالاخره آفتابي شي ...
 
 بعدش هم انگار نه انگار كه بارشي بوده ...
 
انگار نه انگار كه غمي بوده ... همه چيز فراموشت بشه !
 
كاش مي شد..!!!!!!! 
 
نوشته شده در ساعت توسط غریب آشنا| |

 

تو راگم کرده ام امروز


و حالا لحظه های من


گرفتار سکوتی سردو سنگینند..


وچشمانم که تا دیروز به
عشقت می درخشیدند


نمیدانی چه غمگینند..


چراغ روشن شب بود


برایم چشم های تو


نمی دانم چه خواهد شد!


پراز دلشوره ام،بی تاب و دلگیرم....


کجا ماندی که من بی تو


هزاران بار،در هر لحظه میمیرم...

نوشته شده در ساعت توسط غریب آشنا| |

 

چـه زیـبـا! گـفـتـم دوسـتـت دارم !

چـه صـادقـانـه ! پـذیـرفـتـی !

چـه فـریـبـنـده ! آغـوشـم بـرایـت بـاز شـد !

چـه ابـلـهـانـه ! بـا تـو خـوش بـودم !

چـه کـودکـانـه ! هـمـه چـیـزم شـدی !

چـه زود ! مـرا تـرک کـردی !

چـه نـاجـوانـمـردانـه ! نـیـازمـنـدت شـدم !

چـه حـقـیـرانـه ! واژه تـلـخ خـداحـافـظـی بـه مـیـان آمـد!

چـه بـیـرحـمـانـه ! مـــــــــــن ســـــــــوخــــــتــــــــــم

نوشته شده در ساعت توسط غریب آشنا| |

 

هر که رفت..

 پاره ای از دل ما را با خود برد.

اما... او كه با من است.!!

اوکه نرفته است ...

 از او بپرسید:

که چه می کند با دل من .؟؟؟.

 

 

نوشته شده در ساعت توسط غریب آشنا| |

 

هوا سرد شده پارسال این موقع ها بود كه رفتي . یه سال گذشت!

 چقدر برای من طولانی بود . چقدر پر ا تفاق بود و عجیب. راستشو

بخوای دلم بد جوري تنگ شده . ولی از اينكه ببينمت می ترسم.

. بعد از اون فاصله هاوجدايي ها حس می کنم شکننده شدم

 و منتظر كوچكترين بهونه هستم كه بغضمو بشكنم

چون می ترسم برات بی اهمیت

 شده باشم ! می ترسم...دلتنگم...بی حوصلم...

همش یاد اون روزهامي افتم...

پاییز با  وجود هوای سردش و با یاداوری  کردن 

 خاطرات  گذشته بازم  قشنگه ولي جدا بودن از تو...

تو اين روزهاي ابري و دلتنگ بي حوصلم كرده.

فقط دعا كن بتونم فراموشت كنم

چرا نميتونم هيچ كسيو دوست داشته باشم؟؟؟

تصميمو گرفتم ميخوام هيچ موقع ازدواج نكنم

چرا بايد زندگي كسيو كه هيچ علاقه اي بهش ندارم خراب كنم..

چرا بايد تظاهر كنم كه دوسش دارم ...؟؟

..فقط اميدم خداست..

نوشته شده در ساعت توسط غریب آشنا| |

 

امشب به رسم عاشقی یادی ز یاران میکنم

در غربتی تاریک وسرد از غم حکایت میکنم

امشب وجودم خسته است از سردی دلهای سرد

ایا تو هم در یاد من هستی در این شبهای درد؟؟؟؟

 

نوشته شده در ساعت توسط غریب آشنا| |

 

خيلی سخته که بغض داشته باشی ، اما نخوای کسی بفهمه..

خيلی سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کنی..

خيلی سخته که سالگرد آشنايی با

عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيری..

خيلی سخته که روز تولدت،همه بهت تبريک بگن ،..

جز اونی که فکر می کنی به خاطرش زنده ای..

خيلی سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکنی ،

 بعد بفهمی دوست نداره..

خيلی سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدی ،

 اما اون بگه :ديگه نمی خوامت..

خيلي سخته كه روي همه چيزت پا بذاري و تمام پل هاي پشت سرت رو

 به خاطر بودن با يكي خراب كني ، بعد اون رفيق نيمه راهت بشه..

خيلي سخته كه لحظه لحظه ي عمرت رو

به كسي فكر كني و بعدا متوجه بشي

كه هيچ وقت به تو فكر نمي كرده ، حتي براي يه لحظه..

خيلي سخته كه جايي باشي كه قبلا با اون بودي

اما حالا ، يا ديگه نيست يا با يكي ديگه ...

خيلي سخته كه براي هزارمين بار غرورت رو زير پاهات له كني و

 بگي « دوست دارم » بعد خيلي ساده بشنوي « برو »

خيلي سخته كه هر شب تو خواب بينيش و تو بيداري حتي نتوني به

 عكسش خيره بشي..

خیلی سخته.... 

نوشته شده در ساعت توسط غریب آشنا| |

 

قلبم محکوم شد به ساده بودن!..

غرورم محکوم شد به خونسرد بودن !!..

 احساسم محکوم شد به کم حرف بودن!

دلم محکوم شد به گوشه گیر بودن!!

 چشمانم محکوم شد  به مهربان بودن!.

دستهایم محکوم شد به سرد بودن!!

 پاهایم محکوم شد به تنها رفتن!.

آرزوهام محکوم شد به محال بودن!!!

"وجودم" محکوم شد به" تنها" بودن!!

و "عشقم" محکوم شد به" مردن"

 

نوشته شده در ساعت توسط غریب آشنا| |

 

تاحالا دل تنگ کسي شدي؟

 اصلا ميدوني دلتنگي چيه؟

 اونم ازبدترين نوعش؟

 بزرگترين دلتنگي اينه که بدوني اوني که

دوسش داري نميتونه پيشت بمونه....

 اينه که ازکسي که دوسش داري بايد جدا بشي...

اینه که حس کنی دستاشو رقیبت گرفته...

اینه که حس کنی چشماش تو چشمای دیگری خیره شده...

اون موقع است که دیگه گریه مجالت نمیده....وای ی ی ی ی

 چه بخواي چه نخواي...

نوشته شده در ساعت توسط غریب آشنا| |

 

یاد داشته باش زیباترین هدیه که به من دادی محبتت بود

و زیباترین اعترافی که در عمرم کردم دوست داشتنه تو بود...

 زیباترین حرفی که شنیدم سخنان تو بود

و زیباترین انتظار حسرت دیدار تو بود...

دوستت دارم شاید تکراری باشه ولی ارزش تکرارو داره..

 پس میگم دوستت دارم عزيزم م م م

نوشته شده در ساعت توسط غریب آشنا| |

 

لبخند می زنم!

تو مرا می شکنی ! و من لبخند می زنم !

خردم می کنی ! و بازلبخند می زنم !

برای اطمینان ، آخرین تکه های غرورم را

لای شیار کفش هایت لگد می کنی تا دیگر

اثری از غرور سرکش دخترانه ام باقی نماند ! لبخند می زنم!

مرا می رانی ! لبخند می زنم !

نگین خواب های من ! مهم نیست ! خرد کن ، بشکن  ! من ...

اشک مجالم نمی دهد ! باز این اشک های بی موقع

 رازم را فاش کردند .....................

شکوفه های پشت پنجره زمزمه می کنند :  دوستت ندارد !!

ولی من به حرفشان گوش نمی دهم زیرا

 می دانم که تو دوستم داری....!!!!

 ولی غرور مردانه ات مانع از ابراز می شود !!!

فدای غرور یاسی رنگت !! مهم نیست !

 همین که صدای مردانه ات سکوت اتاقم را

 شکوفه باران می کند کافی ست !!!

روزی می رسد که برای بوسیدنت از هیچ کس ابایی ندارم !!

تو مال منی .... البته نه ... !!!

 اینبار از ته دل میگریم..

 

نوشته شده در ساعت توسط غریب آشنا| |

 

کاشکی که عاشق بودی تا دردمو بدونی

دنیای غصه هامو توی چشام بخونی

کاشکی که تا قیامت می موندی در کنارم

آرزویی به جز این نداشتم و ندارم
  

نوشته شده در ساعت توسط غریب آشنا| |

 

شاید هرگز نتوانم وقتی که در مقابلم هستی

 به تو بگویم که حاضرم به خاطر تو همه چیز را

تحمل کنم چون فقط دلم می خواهد با تو باشم

وقتی بدانم که تو با من هستی نیرو می گیرم

من به تو عشق خواهم ورزید و تا آخرین روز حیاتم

 به تو وفادار خواهم ماند. پس نگاهت را از من

 برنگیر و عاشقانه نگاهم کن چرا که به این نگاه محتاجم…

نوشته شده در ساعت توسط غریب آشنا| |

 

اگر بدانم که دلتنگ منی ، و دلت همیشه با من است

دلم را فدای آن قلب مهربانت میکنم!

اگر بدانم که مرا دوست داری تا آخرعمرم عاشقانه برایت

میخوانم ترانه عشق را !

اگر بدانم که یک لحظه به من می اندیشی ،

تمام لحظه هایم به این می اندیشم که

چگونه اینهمه محبت را به تو ابراز کنم !!

اگر بدانم که برایت ارزش دارم ،

، یک نفس فریاد میزنم دوستت دارم!

اگر بدانی که چقدر دوستت دارم دلتنگی که سهل است

 دلت برای یک لحظه درکنارهم بودن پرپر میزند!

اگر بدانی که تنها آرزوی من تویی ،

روزی صدها بار آرزو میکنی که به آرزویم برسم!

اگر بدانی که همه لحظه های زندگی ام

 به تو می اندیشم ، تک تک لحظه ها را

می شماری و به عشق آن لحظه ها زندگی میکنی

اگر بدانی که برایم یک دنیا ارزش داری ،

سفری به دور دنیا میروی تا بفهمی چقدر

دوستت دارم..به خدا دوستت دارم

 

نوشته شده در ساعت توسط غریب آشنا| |

 

خداوندا به من صبري عطا كن..

صبری عطا کن تا بتوانم ....

تا بتوانم دوریش را تحمل کنم

ولی  نه خدای من..

توانم ده !

توانم ده تا بتوانم

تا بتوانم حرفهايش را در خاطرم بسپارم

ولی نه خدای من

نیروی بر من عطا کن

تا بتوانم او را .........

آه دیگر تاب سخن گفتنم نیست

خدایا فقط کمکم کن...........

 

نوشته شده در ساعت توسط غریب آشنا| |

 

چه سخت است دل کندن .

چه سخت است فراموش کردن . بی خیال شدن .

 خود را به آن راه زدن ...

این سختی تقاص سکوت است ...

تقاص فاصله ای است که سکوت خالق آن است ...

تقدیم به آن غریبه آشنا .

غریبه ای که گویی سالهاست می شناسمش ...

نمی دانم شاید هم او را در عالم دیگری به جز این دنیا دیده ام ...

ولی سوگند یاد می کنم که عشق را با

وجودش که متواضع و ساده است

 و با نگاهش که پاک و زلال است آموختم ..

امروز میدانم که نمی توانم برای داشتن او

و رسیدن به او فردایی متصور شوم

 چرا که آرزوی محال داشتن مانند

 امید بستن به سراب است که تنها عطش را

می افزاید و بس.

 ولی ... فقط آرزو می کنم که بداند و باور کند که دوستش دارم

 و دوستش خواهم داشت تا ابد ... بداند که هرگز او را از یاد نخواهم برد

و نبض خاطراتم هر لحظه به یاد او و برای او می زند

 حتی اگر در کنارش نباشم ...

بدان که هرگز فراموشت نخواهم کرد.

نوشته شده در ساعت توسط غریب آشنا| |

 

دلم گرفته از آدم هایی که میگن هواتو دارن

 ولی معنی شو نمی دونن از اونایی که میخوان

  فقط مال اونا با شی اماخودشون فقط مال تو نیستند

 از اون های  که زیر بارون برات می میرن ولی

 وقتی آفتاب شد همه چیز از یادشون میره

 از اونایی که سرشون خیلی شلوغه

 

نوشته شده در ساعت توسط غریب آشنا| |

 

چقدر سريع اتفاق افتاد! يه نگاه ساده همه ي وجودمو لرزوند

اتفاقي كه هرگز فراموشم نميشه اون لحظه ديگه من، من نبودم

 روحم پر كشيد به دنبالش حالا اين وجود نازنين كه همه هستيمو

 به پاش باختم گذ اشته رفته.. كجا؟ نميدونم؟به اين درو اون در زدم

 فقط بدونم خوشي، بدونم سالمي ،اخه فدات بشم بگو اين انصافه؟

شب و روز منو چشم انتظار بزاري، عزيز دلم هيچ چيز مهم تر

 از سلامتيت واسم نبوده و نيست...فقط بدونم حالت خوبه ديگه

هيچي نميخوام...خيليييي دوستت دارم

عزيز من منو از خودت بي خبر نذار
نوشته شده در ساعت توسط غریب آشنا| |

 یک روز گرم تابستان دلم لرزيد ..تو دنبال من، من بي اعتنا به تو

و بعد از مدتي من به دنبال تو و تو با آغوش باز پذيراي من...!

و هر دو بي اعتنا به اين كه سرنوشت چه برایمان رقم زده

حركت كرديم و اين چنين آغاز شد قصه ي ما..!

نوشته شده در ساعت توسط غریب آشنا| |

 

انتظار واژه ي غريبي است


واژه اي كه روزها يا شايدم ماه هاست با آن خو گرفتم


كه چه سخت است انتظار


هر صبح طلوعي ديگر است بر انتظار فرداهاي من!


خواهم ماند تنها در انتظار تو

 
چرا نوشتم در برگ تنهاييم براي تو نمي دانم؟


شايد كه روزي بخوانند بر تو عشق مرا.....


مي دانم روزي خواهي آمد مي دانم....

 
گريان نمي مانم خندانم


براي ورودت اي عشق


وقتي به يادت مي افتم به ياد خاطراتت...


وجودم را سراسر عشق فرا مي گيرد...


واشك شوق بر گونه هايم روانه مي شوند...


تنها مي گويم هميشه در قلب مني


مي دانم كه باز خواهي گشت.....مي دانم!

 

دوستت دارم مهربانم

نوشته شده در ساعت توسط غریب آشنا| |

 

  گاه با خود می اندیشم

 خبر مرگ مرا به  تو چه کس  می گوید؟!

  آن زمان که خبر مرگ مرا از کسی می شنوی

   کاشکی می دیدم روی تو را

     شانه بالا زدنت را بی قید

   و تکان دادن دستت که مهم نیست زیاد

   و تکان دادن سر را که عجب..!عاقبت مرد

     من به خود می گویم:  چه کسی باور کرد

نوشته شده در ساعت توسط غریب آشنا| |


Design By : Night Skin